‎...
گفتش: چرا فرهنگ و تربیت و محیط رو
قبل از اینکه ما
به درستی و صحت و منطق اونها برسیم
می پذیریم !؟
گفت: آخه ! ... آخه !
خجالت می کشم بگم !
آخه ... مثل زمان بچه گی !
....

اون موقع ها... من و امثالم من ...
نمی تونستیم فکر کنیم ...
سطحی بودیم ....
مگه نه ...
همینطوری ...

حرف ها رو قبول می کردیم،
کارها رو انجام می دادیم ،
....
زیاد به فکر و منطق و درستی اونها
کاری نداشتیم !
مگه نه !!

گفتش: ما که الان هم هنوز همینطوری هستیم !
مثا توی موضوع سیگار و .....
می دونیم 3000 ماده شیمیایی داره ..
می دونیم 300 تاش سرطانزاست ...
ولی هنوز هم بعضی ها مشغولند!
ووو

و توی کار های دیگه هم ... هم !
مگه نه !