گفتش:
بالاخره هدف خلقت چیه !؟ برای مخلوق ؟ برای خالق ؟

گفت: خالق اراده لطف و کرم و جود و بخشش کرده .

گفتش: قبوله ! .... درسته ! باشه !
خب ! ولی برای ما ها چی !؟

گفت: استاد باید شاگردش را استاد کنه !
مغازه دار باید پادوش را مغازه دار کنه !
....
خدا هم از شدت کرم و لطفش
می خواست بنده اش را به خدایی برسونه

دید که مشکل فلسفی داره ! نمیشه !
پس او را به مقام خلیفه خودش می خواهد برسونه !
-------------------------------------------------------------

ولی باز لطف کرده و گفته که

اگه فرائض و نوافل رو

(یعنی واجبات و مستحبات را) رعایت کنید

من خدا ،خودم، هم چشمت میشم،

هم گوش ات، هم فکرت، هم قلمت

و هم قدم و هم گامت میشم !

--------------------------------------------------------------------------

راستی ! مشکل فلسفی این بود که

دو تا بینهایت از هر نظر و صفت،

ممکن نیست با هم وجود داشته باشند !