1 دعای جوشن صغیر
2 دعای جوشن صغیر
3 بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ
4 به نام خداوند بخشنده مهربان
5 اِلـهى،
6  معبودا
7 کَمْ مِنْ عَدُوٍّ
8 چه بسیار دشمنى
9 انْتَضى عَلَىَّ سَیفَ عَداوَتِهِ،
10  که شمشیر دشمنى به روى من کشید
11  وَشَحَذَ لى ظُبَةَ مِدْیَتِهِ،
12  و لبه کاردش را برایم تیز کرد
13 وَاَرْهَفَ لى شَباحَدِّهِ،
14  و دم برنده اش را برایم آماده کرد
15 وَدافَ لى قَواتِلَ سُمُومِهِ،
16  و زهرهاى کشنده اش را برایم آمیخته
17 وَسَدَّدَاِلَىَّ   صَوائِبَ سِهامِهِ،
18 و نشان گرفت بسوى من تیرهاى نشانگیرش را
19 وَلَمْ تَنَمْ عَنّى عَیْنُ حِراسَتِهِ،
20 و چشمش در مراقبت من به خواب نرفت
21 وَاَضْمَرَ اَنْ یَسُومَنِى الْمَکْرُوهَ،
22 و در دل گرفت که به من آزارى رساند
23 وَیُجَرِّعَنى ذُعافَ مَرارَتِهِ،
24  و جرعه هاى تلخ زهر خود را به گلویم بریزد
25 نَظَرْتَ اِلى ضَعْفى
26 در این حال تو به ناتوانى من نگریستى
27 عَنِ احْتِمالِ الْفَوادِحِ،
28 که طاقت تحمل ناگوار را ندارم
29 وَعَجْزى عَنِ الاِْنْتِصارِ
30  و عجز مرا در استمداد
31  مِمَّنْ قَصَدَنى بِمُحارَبَتِهِ،
32  براى کسى که به قصد جنگ با من برخاسته دیدى
33  وَ وَحْدَتى فى کَثیر مِمَّنْ ناوانى،
34 و تنهایى مرا در مقابل انبوه دشمنانى که قصد آزار مرا کرده
35 وَاِرْصادِهِمْ لى
36 و سرِ  راهم  کمین کرده اند
37  فیما لَمْ اُعْمِلْ فیهِ فِکْرى
38 وفکر من به جایى نمى رسد (مشاهده کردى)
39  فى الاِْرْصادِ لَهُمْ بِمِثْلِهِ،
40 در خلاصى از آنها. . .
41  فَاَیَّدْتَنى بِقُوَّتِکَ،
42 پس مرا به نیروى خود کمک دادى
43 وَشَدَدْتَ اَزْرى بِنُصْرَتِکَ،
44  و بوسیله یارى خود پشتم را محکم بستى
45 وفَلَلْتَ لى شَباحَدِّهِ،
46 و بر من کند کردى تیغ برنده دشمن را
47 وَخَذَلْتَهُ
48 و او را خوار کردى
49 بَعْدَ جَمْعِ عَدیدِهِ وَحَشْدِهِ،
50  پس ازجمع آورى نفرات و وسایل نابودى من
51 واَعْلَیْتَ کَعْبى عَلَیْهِ،
52 و مرا بر او توفیق دادى
53 وَوَجَّهْتَ
54 و جهت دادی تو
55 ما سَدَّدَ اِلَىَّ مِنْ مَکائِدِهِ اِلَیْهِ،
56 شرِّ آن نقشه هاى شومى که براى من کشیده بود
57 وَ رَدَدْتَهُ عَلَیْهِ،
58 و به خودش برگرداندى
59 وَ لَمْ تَشْفِ غَلیلَهُ،
60  و عطش او را در نابودى من فرو ننشاندى
61 وَلَمْ تَبْرُدْ حَزازاتُ غَیْظِهِ،
62 و دلش را در این باره خنک نکردى
63 وَقَدْ عَضَّ عَلَىَّ اَنامِلَهُ،
64  و در حالى که از سوز خشمش بر من انگشت به دندان مى گزید
65 وَاَدْبَرَ مُوَلِّیاً
66  پشت کرده و فرار کرد
67 قَدْ اَخْفَقَتْ سَرایاهُ،
68  و تجهیزات جنگى و نفرات او در هم شکست
69 فَلَکَ الْحَمْدُ یا رَبِّ
70 پس ستایش براى تو سزاست پروردگارا
71 مِنْ مُقْتَدِر لایُغْلَبُ،
72  از نیرومندى که شکست نمی پذیرد
73 وَذى اَناة لایَعْجَلُ،
74 و صاحب بردباریى که شتاب نمی کند
75 صَلِّ عَلى مُحَمَّد وَآلِ مُحَمَّد،
76 درود فرست بر محمّد و آل محمّد
77 وَاجْعَلْنى
78 و قرار ده مرا
79 لِنَعْمآئِکَ مِنَ الشّاکِرینَ،
80 برای نعمتهاى خود از سپاسگزاران
81  وَ لاِلائِکَ مِنَ الذّاکِرینَ،
82 برای بخششهاى خویش از یادکنندگان
83 اِلهى،
84 معبودا
85 وَکَمْ مِنْ باغ بَغانى بِمَکایِدِهِ،
86 و چه بسیارستم پیشه اى که با نقشه شومش به من ستم کرد
87 وَنَصَبَ لى اَشْراکَ مَصایِدِهِ،
88   و براى شکار کردنم دامها نهاد
89 وَ وَکَّلَ بى تَفَقُّدَ رِعایَتِهِ،
90 و مرا دقیقاً زیر نظر گرفت
91 وَضَبَأَ اِلَىَّ ضَبْءِ السَّبُعِ لِطَریدَتِهِ،
92  و مانند درنده اى که براى شکار گریخته خود کمین مى کند
93 اِنْتِظـاراً لاِنْتِهازِ فُرْصَتِهِ ،
94 به کمین نشست تا فرصتى بدست آرد
95 یُظْهِرُ وَهُوَ بَشاشَةَ الْمَلَقِ،
96 با این که در صورت ظاهر خود را از روى تملق بشّاش نشان مى داد
97 وَیَبْسُطُ لى وَجْهاً غَیْرَ طَلِق،
98 و روى گشاده بى حقیقتى به من مى نمود،
99 فَلَمّا رَاَیْتَ دَغَلَ سَریرَتِهِ،
100  و هنگامى که تو اى خدا نادرستى باطن او را دیدى
101 وَقُبْحَ مَا انْطَوى عَلَیْهِ لِشَریکِهِ فى مِلَّتِهِ،
102 و زشتى نیّتش را براى هم کیشش مشاهده فرمودى
103 واَصْبَحَ مُجْلِباً لى فى بَغْیِهِ،
104 و دیدى که چگونه مرا بسوى ستم خود مى کشد
105 اَرْکَسْتَهُ لاُِمِّ رَاْسِهِ،
106 او را به مغز به زمین زدى
107  واَتَیْتَ بُنْیانَهُ مِنْ اَساسِهِ،
108 و ریشه اش را از بیخ و بن برکندى
109 فَصَرَعْتَهُ فى زُبْیَتِهِ
110 و او را در همان چاهى که براى من کنده بود درافکندى
111 وَاَرْدَیْتَهُ فى مَهْوى حُفْرَتِهِ،
112 و در گودالى که به دست خود حفر کرده بود سرنگونش کردى
113 وَجَعَلْتَ خَدَّهُ طَبَقاً لِتُرابِ رِجْلِهِ،
114 و گونه اش را مطابق خاک پایش کردى
115  وَشَغَلْتَهُ فى بَدَنِهِ وَرِزْقِهِ،
116 و او را سرگرم تن و روزى خودش کردى
117 وَرَمَیْتَهُ بِحَجَرِهِ،
118 ،و به سنگ خودش او را زدی
119  وَخَنَقْتَهُ بِوَتَرِهِ،
120 و بازه کمانش جانش بگرفتى
121 وَذَکَّیْتَهُ بِمَشاقِصِهِ
122 و بوسیله سرنیزه هایش او راهلاک ساختى
123 وَ کَبَبْتَهُ لِمَنْخَرِهِ،
124 و برو درافکندى
125 وَرَدَدْتَ کَیْدَهُ فى نَحْرِهِ،
126 و حیله اش را به خودش برگرداندى
127 وَ وَثَّقْتَهُ بِنَدامَتِهِ،
128 و در بند پشیمانى گرفتارش کردى
129  وَفَثَأتَهُ بِحَسْرَتِهِ،
130 و پشتش را در زیر بار حسرت خم کردى
131 فَاسْتَخْذَأَ وَاسْتَخْذَلَ
132 ....
133 وَتَضآئَلَ بَعْدَ نَخْوَتِهِ،
134 تا آن که پس از آن همه نخوت و تکبر خوار گشته
135  وانْقَمَعَ بَعْدَ اسْتِطالَتِهِ
136 به زانو درآمد و پس از گردنکشى
137 ذَلیلاً مَاْسُوراً
138 با خوارى مخصوصى ریشه کن شد
139  فى رِبْقِ حِبائِلِهِ،
140 در بند دام خود گرفتار شد
141  اَلَّتى کانَ یُؤَمِّلُ
142 که آرزو داشت
143 اَنْ یَرانى فیها یَوْمَ سَطْوَتِهِ،
144 مرا در آن بیند در روز تسلطش
145 وَقَدْ کِدْتُ یا رَبِّ
146 لَوْلا رَحْمَتُکَ
147 پروردگار من اگر رحمت تو نبود
148 اَنْ یَحُلَّ بى
149 چیزى نمانده بود من دچار گردم
150 ما حَلَّ بِساحَتِهِ،
151 که به همان بلایى که او دچار شده
152 صَلِّ عَلى مُحَمَّد وَآلِ مُحَمَّد،
153 درود فرست بر محمّد و آل محمّد
154 وَاجْعَلْنى
155 و قرار ده مرا
156 لِنَعْمآئِکَ مِنَ الشّاکِرینَ،
157 از سپاسگزاران نعمتهاى خود
158  وَ لاِلائِکَ مِنَ الذّاکِرینَ،
159 از یادکنندگان بخششهاى خویش
160 اِلهى،
161 معبودا
162 وَکَمْ مِنْ حاسِد شَرِقَ بِحَسَدِهِ،
163 چه بسیار حسودى که جرعه حسد در گلویش گیر کرده
164 وَ عَدُوٍّ شَجِىَ بِغَیْظِهِ،
165 و دشمنى که خشم او در گلویش شکسته
166 وَسَلَقَنى بِحَدِّ لِسانِهِ،
167 و با زبان تیزش مرا آزرده
168 وَ وَخَزَنى بِمُوقِ عَیْنِهِ،
169 و خشمش را از گوشه چشم مثل تیرى بر بدنم فرو کرده
170 وَ جَعَلَ عِرْضى غَرَضاً لِمرامیهِ،
171  و آبروى مرا هدف تیرهاى خود قرار داده
172 وَ قَلَّدَنى خِلالاً لَمْ تَزَلْ فِیهِ،
173 ،و کارهایى را به گردنم انداخت
174 فَنادَیْتُکَ یا رَبِّ
175 پی تو را خواندم اى پروردگارم
176  مُسْتَجیراً بِکَ،
177 از روى پناه خواهى به تو
178 واثِقاً بِسُرْعَةِ اِجابَتِکَ
179 به خاطر اطمینانى که بسرعت اجابت تو داشتم
180 مُتَوَکِّلاً عَلى ما لَمْ اَزَلْ
181 توکل نمودم و بر سابقه خوبى
182 اَتَعَرَّفُهُ مِنْ حُسْنِ دِفاعِکَ،
183 که همیشه در دفاع کردنت داشتم
184 عالِماً اَنَّهُ لا یُضْطَهَدُ مَنْ آوى
185 و مى دانستم که هر کس مأوى گیرد
186 اِلى ظِلِّ کَنَفِکَ وَکِفائَتِکَ،
187 در سایه حمایت و کفایت تو
188 واعْتَضَدَ بِوِلایَتِکَ،
189 و با ولایت تو قدرتمند شود،
190 وَلَنْ تَقْرَعَ الْحَوادِثُ
191 حوادث کوبنده روزگار بر او کارگر نشود
192 مَنْ لَجَأَ اِلى مَعْقِلِ الاِْنْتِصارِ بِکَ،
193 آن کس که به قلعه کمک خواهى تو پناه برد
194  فَحَصَّنْتَنى مِنْ باْسِهِ بِقُدْرَتِکَ،
195 پس بقدرتت ، تو مرا از آزار او در پناه گرفتى
196 صَلِّ عَلى مُحَمَّد وَآلِ مُحَمَّد،
197 درود فرست بر محمّد و آل محمّد
198 وَاجْعَلْنى
199 و قرار ده مرا
200 لِنَعْمآئِکَ مِنَ الشّاکِرینَ،
201 از سپاسگزاران نعمتهاى خود
202  وَ لاِلائِکَ مِنَ الذّاکِرینَ،
203 از یادکنندگان بخششهاى خویش
204 اِلهى،
205 معبودا
206 وَکَمْ مِنْ سَحائِبِ مَکْرُوه جَلَّیْتَها،
207 و چه بسا ابرهایى از گرفتارى  که C84تو پراکنده شان کردى
208 وَسَمآءِ نِعْمَة اَمْطَرْتَها،
209 و چه بسا آسمان نعمتى که بر من فرو باریدى
210 وَ جَداوِلِ کَرامَة اَجْرَیْتَها،
211  و نهرهاى بزرگوارى که روان کردى
212 واَعْیُنِ اَحْداث طَمَسْتَها،
213 و چشمه هاى جوشان حوادثى که رویش را پوشاندى
214 وناشِئَةِ رَحْمَة نَشَرْتَهَا،
215 و لکه هاى کوچکى از ابر رحمتت که آن را پهن کردى
216 وجُنَّةِ عافِیَة اَلْبَسْتَها،
217 و زره هاى تندرستى که بر بدنم پوشاندى
218 وغَوامِرِ کُرُبات کَشَفْتَها،
219 و گردابهایى از اندوه که برطرف کردى
220 واُمُور جارِیَة قَدَّرْتَها،
221 و امور جاریه دیگرى که مقدر کردى
222  لَمْ تُعْجِزْکَ اِذْ طَلَبْتَها،
223 و تو هرگاه خواستیشان ...
224 ولَمْ تَمْتَنِعْ عَلَیْکَ اِذْ اَرَدْتَهَا،
225 صَلِّ عَلى مُحَمَّد وَآلِ مُحَمَّد،
226 درود فرست بر محمّد و آل محمّد
227 وَاجْعَلْنى
228 و قرار ده مرا
229 لِنَعْمآئِکَ مِنَ الشّاکِرینَ،
230 از سپاسگزاران نعمتهاى خود
231  وَ لاِلائِکَ مِنَ الذّاکِرینَ،
232 از یادکنندگان بخششهاى خویش
233 اِلهى،
234 معبودا
235 وکَمْ مِنْ ظَنٍّ حَسَن حَقَّقْتَ،
236 و چه بسا خوش گمانى مرا که صورت عمل دادى
237 ومِنْ کَسْرِ اِمْلاق جَبَرْتَ،
238 و چه بسیار شکستهاى بى چیزى مرا که جبران کردى
239 ومِنْ مَسْکَنَة فادِحَة حَوَّلْتَ،
240 و نداریهاى کمرشکن را که از من گرداندى
241 وَمِنْ صَرْعَة مُهْلِکَة نَعَشْتَ،
242 و ازسقوطهاى نابود کننده اى که بلندم کردى
243 ومِنْ مَشَقَّة اَرَحْتَ،
244 و چه سختیها که مبدل به راحتى کردى
245  لاتُسْئَلُ عَمّا تَفْعَلُ
246 بازخواست نشوى از آنچه مى کنى
247  وَهُمْ یُسْئَلُونَ،
248  ولى دیگران بازخواست شوند
249 ولا یَنْقُصُکَ یا سَیِّدى ما اَنْفَقْتَ،
250 و اى آقاى من هرچه خرج کنى چیزى از تو کاسته نگردد
251 ولَقَدْ سُئِلْتَ فَاَعْطَیْتَ،
252 و چون از تو بخواهند مى دهى
253 ولَمْ تُسْئَلْ فاَبْتَدَاْتَ،
254 و اگر هم نخواهند تو بى سابقه خواستن عطا مى کنى
255 واسْتُمیحَ بابُ فَضْلِکَ فَما اَکْدَیْتَ،
256 و از درگاه فضل تو احسان خواستند و تو دریغ نداشتى ندادى
257  اَبَیْتَ اِلاَّ اِنْعاماً وَامْتِناناً،
258 جز از راه نعمت بخشى و امتنانت
259 واِلاَّ تَطَوُّلاً یا رَبِّ وَاِحْساناً،
260 و جز از راه عطا بخشى بى پایان خود اى پروردگار من و احسانت
261 واَبَیْتُ اِلاَّ انْتِهاکاً لِحُرُماتِکَ،
262 ولى من هم در مقابل نکردم جز پرده درى محرماتت
263 وَاجْتِرآءً عَلى مَعاصِیکَ،
264 و دلیرى بر ارتکاب معاصى و نافرمانیهایت
265 وتَعَدِّیاً لِحُدُودِکَ،
266 و تجاوز از حدود تو
267 وغَفْلَةً عَنْ وَعیدِکَ،
268  و بى خبرى از تهدید تو
269 وطاعَةً لِعَدُوّى وَعَدُوِّکَ،
270 و پیروى از دشمن خود و دشمن تو،
271  لَمْ یَمْنَعْکَ یا اِلهى وناصِرى
272 باز نداشت اى معبود و اى یاور بزرگوار من
273  اِخْلالى بِالشُّکْرِ
274 کوتاهى من در سپاسگزارى تو را
275 عَنْ اِتْمامِ اِحْسانِکَ،
276 از اتمام احسان به من
277 ولاَ حَجَزَنى ذلِکَ
278 مانع من نشد
279 عَنِ ارْتِکابِ مَساخِطِکَ،
280 از ارتکاب اعمالى که موجب خشم توست
281  اَللّـهُمَّ
282 خدایا
283 وَ هذا مَقامُ عَبْد ذَلیل
284 اکنون به حال بنده خوارى در آمده ام
285 اعْتَرَفَ لَکَ بِالتَّوْحیدِ،
286 که معترف به یگانگى توست
287 وَاَقَرَّ عَلى نَفْسِهِ
288 و به زیان خود اعتراف مى کند
289 بِالتَّقْصیرِ فى اَدآءِ حَقِّکَ،
290  که در اداى حق تو کوتاهى کرده
291 وَشَهِدَ لَکَ،
292 و گواهى دهد که تو
293 بِسُبُوغِ نِعْمَتِکَ عَلَیْهِ
294  نعمت خود را بر او فروگذار نکردى
295 وجَمیلِ عادَتِکَ عِنْدَهُ، واِحْسانِکَ اِلَیْهِ،
296 و از شیوه نیک و احسان خود نسبت به او کوتاهى نکردى
297 فَهَبْ لى
298 به من ببخش
299  یا اِلهى وَسَیِّدِى
300 پس اى معبود و آقاى من
301 مِنْ فَضْلِکَ
302 از فضل خویش
303 ما اُریدُهُ سَبَباً اِلى رَحْمَتِکَ،
304 بدان اندازه که بتوانم خود را برحمتت برسانم
305 واَتَّخِذُهُ سُلَّماً
306 و آن را نردبانى قرار داده
307 اَعْرُجُ فیهِ اِلى مَرْضاتِکَ،
308  و به وسیله آن بسوى خشنودى تو بالا روم
309 وامَنُ بِهِ مِنْ سَخَطِکَ،
310  و بدان سبب از خشم تو ایمن گردم
311  بِعِزَّتِکَ وَطَوْلِکَ،
312 به حق عزت و کرمت
313 وبِحَقِّ نَبِیِّکَ مَحَمَّد
314 و به حق پیامبرت محمّد
315 صَلَّى اللهُ عَلَیْهِ وَآلِهِ وَالاَْئِمَّةِ عَلَیْهِمُ السَّلامُ،
316  صلى الله علیه و آله و امامان علیهم السلام
317 صَلِّ عَلى مُحَمَّد وَآلِ مُحَمَّد،
318 درود فرست بر محمّد و آل محمّد
319 وَاجْعَلْنى
320 و قرار ده مرا
321 لِنَعْمآئِکَ مِنَ الشّاکِرینَ،
322 از سپاسگزاران نعمتهاى خود
323  وَ لاِلائِکَ مِنَ الذّاکِرینَ،
324 از یادکنندگان بخششهاى خویش
325 اِلهى،
326 معبودا
327 وکَمْ مِنْ عَبْد
328  خدایا چه بسا بنده اى
329 اَمْسى وَاَصْبَحَ فى کَرْبِ الْمَوْتِ،
330 که شب و روزش در سختى مرگ بگذرد
331 وَحَشْرَجَةِ الصَّدْرِ،
332 و جان به سینه اش رسیده
333 والنَّظَرِ اِلى ما تَقْشَعِرُّ مِنْهُ الْجُلُودُ،
334  و بنگرد بدانچه بدنها از هولش بلرزد
335 وتَفْزَعُ لَهُ الْقُلُوبُ،
336 و دلها بتپد
337 واَنَا فى عافِیَة مِنْ ذلِکَ کُلِّهِ،
338 ....
339 صَلِّ عَلى مُحَمَّد وَآلِ مُحَمَّد،
340 درود فرست بر محمّد و آل محمّد
341 وَاجْعَلْنى
342 و قرار ده مرا
343 لِنَعْمآئِکَ مِنَ الشّاکِرینَ،
344 از سپاسگزاران نعمتهاى خود
345  وَ لاِلائِکَ مِنَ الذّاکِرینَ،
346 از یادکنندگان بخششهاى خویش
347 اِلهى،
348 معبودا
349 وکَمْ مِنْ عَبْد
350 و چه بسا بنده اى
351 اَمْسى وَاَصْبَحَ
352 که بسر برد شب و روز خود را
353 سَقِیماً مُوجِعاً مُدْنَفاً،
354  در بیمارى دردناک
355 فى اَنین وَعَویل،
356 و در ناله و فریاد
357 یَتَقَلَّبُ فى غَمِّهِ
358 و از اندوه به خود مى پیچد
359 لا یَجِدُ مَحیصاً،
360 نه راه چاره اى دارد
361 وَلا یُسیغُ طَعاماً وَ لا شَراباً،
362 و نه غذا و نوشابه اى براحتى از گلویش پایین رود
363 واَ نَا فى صِحَّة مِنَ الْبَدَنِ،
364 و من تندرست و از سلامتى کامل
365 وسَلامَة فِى النَّفْسِ مِنَ الْعَیْشِ،
366 ....
367 کُلُّ ذلِکَ مِنْکَ،
368 ...
369  صَلِّ عَلى مُحَمَّد وَآلِ مُحَمَّد،
370 درود فرست بر محمّد و آل محمّد
371 وَاجْعَلْنى
372 و قرار ده مرا
373 لِنَعْمآئِکَ مِنَ الشّاکِرینَ،
374 از سپاسگزاران نعمتهاى خود
375  وَ لاِلائِکَ مِنَ الذّاکِرینَ،
376 از یادکنندگان بخششهاى خویش
377 اِلهى،
378 معبودا
379 وکَمْ مِنْ عَبْد
380 و چه بسا بنده اى
381 اَمْسى وَاَصْبَحَ
382 که بسر برد شب و روز خود را
383 خآئِفاً مَرْعُوباً،
384 در ترس و خوف
385 مُسَهَّداً مُشْفِقاً،
386 بى خوابى و هراس و اضطراب
387 وحیداً وَجِلا،
388 و آواره و تنها گشته
389  هارِباً طَریداً،
390 از خانه خود گریخته
391  مُنْحَجِزاً فى مَضیق،
392 و از ترس در بیغوله اى رفته
393 اَوْ مَخْبَاَة مِنَ الْمَخابِئِ،
394 یا در خفا گاهى خود را پنهان کرده
395 قَدْ ضاقَتْ عَلَیْهِ الاْرْضُ بِرُحْبِها،
396 و زمین بدین پهناورى از هر سو بر او تنگ شده
397 لا یَجِدُ حیلَةً وَلا مَنْجى،
398 نه راه چاره اى دارد
399 ولا مَأْوى،
400 و نه جا و مأوایى
401 واَنَا فى اَمْن وَ طُمَاْنینَة،
402 و من در کمال امنیّت و آسایش
403 وعافِیَة مِنْ ذلِکَ کُلِّهِ،
404 و سلامتى از این ناراحتیها بسر برم
405 صَلِّ عَلى مُحَمَّد وَآلِ مُحَمَّد،
406 درود فرست بر محمّد و آل محمّد
407 وَاجْعَلْنى
408 و قرار ده مرا
409 لِنَعْمآئِکَ مِنَ الشّاکِرینَ،
410 از سپاسگزاران نعمتهاى خود
411  وَ لاِلائِکَ مِنَ الذّاکِرینَ،
412 از یادکنندگان بخششهاى خویش
413 اِلهى،
414 معبودا
415 وسَیِّدى،
416 اى آقاى من
417 وکَمْ مِنْ عَبْد
418 چه بسا بنده اى
419 اَمْسى وَاَصْبَحَ
420 که شب و روزش
421 مَغْلُولاً مُکَبَّلاً
422 در غل و زنجیر آهنین بگذرد
423 فِى الْحَدیدِ بِاَیْدِى الْعُداةِ
424 لا یَرْحَمُونَهُ،
425 در حالى که بدست دشمنانى بى رحم گرفتار
426 فَقیداً مِنْ اَهْلِهِ وَوَلَدِهِ،
427 و دور از زن و فرزند و
428 مُنْقَطِعاً عَنْ اِخْوانِهِ وَبَلَدهِ،
429 جداى از برادران و شهر و دیار
430 یَتَوَقَّعُ کُلَّ ساعَة
431 هر ساعت انتظار مى کشد
432 بِاَىِّ قِتْلَة یُقْتَلُ ،
433 که آیا به چه نحوى او را مى کشند
434 وَبِاَىِّ مُثْلَة یُمَثَّلُ بِهِ
435 و یا به چه طور اعضاى او را مى بُرند
436 واَنـَا فى عافِیَة مِنْ ذلِکَ کُلِّهِ،
437 و من در عافیت کامل از این ها هستم
438 صَلِّ عَلى مُحَمَّد وَآلِ مُحَمَّد،
439 درود فرست بر محمّد و آل محمّد
440 وَاجْعَلْنى
441 و قرار ده مرا
442 لِنَعْمآئِکَ مِنَ الشّاکِرینَ،
443 از سپاسگزاران نعمتهاى خود
444  وَ لاِلائِکَ مِنَ الذّاکِرینَ،
445 از یادکنندگان بخششهاى خویش
446 اِلهى،
447 معبودا
448 وَسَیِّدى،
449 اى آقاى من،
450 وکَمْ مِنْ عَبْد
451 چه بسا بنده اى
452 اَمْسى وَاَصْبَحَ
453 که شب و روزش را
454 یُقاسِى الْحَرْبَ،
455 در حال جنگ بسر مى برد
456 ومُباشَرَةَ الْقِتالِ بِنَفْسِهِ،
457 و خود را آماده پیکار کرده
458  قَدْ غَشِیَتْهُ الاْعْدآءُ مِنْ کُلِّ جانِب
459 دشمنان از هر سو احاطه اش کرده اند
460 بِالسُّیُوفِ وَالرِّماحِ وَآلَةِ الْحَرْبِ،
461 با شمشیر و نیزه و سایر وسایل جنگى
462  یَتَقَعْقَعُ فِى الْحَدیدِ
463 و او در زیر اسلحه هاى آهنین گم شده
464 قَدْ بَلَغَ مَجْهُودَهُ،
465 و حدّ اعلاى کوشش خود را براى نجات مى کند
466  لا یَعْرِفُ حیلَةً وَلا یَجِدُ مَهْرَباً،
467 ولى راه چاره و گریزى ندارد
468 قَدْ اُدْنِفَ بِالْجِراحاتِ،
469  و زخمهاى گران برداشته
470 اَوْ مُتَشَحِّطاً بِدَمِهِ
471 یا در خون خویش غلتیده
472 تَحْتَ السَّنابِکِ وَالاَْرْجُلِ،
473 زیر سم اسبها و پاها
474  یَتَمَنّى شَرْبَةً مِنْ مآء،
475 آرزوى یک شربت آب
476  اَوْ نَظْرَةً اِلى اَهْلِهِ وَ وَلَدِهِ،
477 یا یک نظر به زن و فرزند خود را دارد
478 ولا یَقْدِرُ عَلَیْها،
479 ولى هیچ یک برایش میسر نیست
480  قَدْ شَرَبَتِ الاْرْضُ مِنْ دَمِهِ،
481 و زمین خونش را نوشیده
482 واَکَلَتِ السِّباعُ وَالطَّیْرُ مِنْ لَحْمِهِ،،
483 و درندگان و پرندگان گوشت بدنش را خورده،
484  واَنَا فى عافِیَة مِنْ ذلِکَ کُلِّهِ
485 .....
486 صَلِّ عَلى مُحَمَّد وَآلِ مُحَمَّد،
487 درود فرست بر محمّد و آل محمّد
488 وَاجْعَلْنى
489 و قرار ده مرا
490 لِنَعْمآئِکَ مِنَ الشّاکِرینَ،
491 از سپاسگزاران نعمتهاى خود
492  وَ لاِلائِکَ مِنَ الذّاکِرینَ،
493 از یادکنندگان بخششهاى خویش
494 اِلهى،
495 معبودا
496 وکَمْ مِنْ عَبْد
497 و چه بسا بنده اى
498 اَمْسى وَاَصْبَحَ
499 که شب و روز کند
500 فى ظُلُماتِ الْبِحارِ،
501 در تاریکیهاى دریاها
502 وعَواصِفِ الرِّیاحِ
503 و یا تندبادها و هراسها
504 وَ الاَْهْوالِ وَالاْمْواجِ،
505 و امواج خروشان دریا
506  یَتَوقَّعُ الْغَرَقَ وَالْهَلاکَ،
507  که انتظار غرق و هلاکت را مى کشد
508  لا یَقْدِرُ عَلى حیلَة،
509 و راه چاره ندارد
510  اَوْ مُبْتَلىً بِصاعِقَة
511 یا آن کس که گرفتار شده به صاعقه
512 اَوْ هَدْم اَوْ حَرْق،
513 یا زیر آوار رفتن یا آتش سوزى
514 اَوْ شَرْق اَوْ خَسْف،
515  یا استخوان به گلو گیر کردن یا به زمین فرو رفتن
516 اَوْ مَسْخ اَوْ قَذْف،
517 یا مسخ یا در پرتگاهى گیر کرده
518 واَنـَا فى عافِیَة
519 ومن از اینها همه
520 مِنْ ذلِکَ کُلِّهِ،
521 ......
522 صَلِّ عَلى مُحَمَّد وَآلِ مُحَمَّد،
523 درود فرست بر محمّد و آل محمّد
524 وَاجْعَلْنى
525 و قرار ده مرا
526 لِنَعْمآئِکَ مِنَ الشّاکِرینَ،
527 از سپاسگزاران نعمتهاى خود
528  وَ لاِلائِکَ مِنَ الذّاکِرینَ،
529 از یادکنندگان بخششهاى خویش
530 اِلهى،
531 معبودا
532 وکَمْ مِنْ عَبْد
533 و چه بسا بنده اى
534 اَمْسى واَصْبَحَ
535 که شب و روزش
536 مُسافِراً شاخِصاً ،
537 در مسافرت مى گذرد
538 عَنْ اَهْلِهِ وَوَطِنِهِ وَ وَلَدِهِ
539  دور از زن و وطن و فرزند
540  مُتَحَیِّراً فِى الْمَفاوِزِ،
541 حیران در بیابانها
542  تائِهاً مَعَ الْوُحُوشِ
543 در حال سرگردانى با حیوانات وحشى
544 وَ الْبَهآئِمِ وَالْهَوآمِّ،
545 و چهارپا و گزنده تک
546 وحِیداً فَریداً
547 و تنها زندگى مى کند
548 لا یَعْرِفُ حیلَةً
549 نه چاره اى به نظرش مى رسد
550 وَلا یَهْتَدى سَبیلاً،
551 و نه راه به جایى برد
552 اَوْ مُتَاَذِّیاً بِبَرْد اَوْ حَرٍّ
553 یا دچار شده به آزار سرما یا گرما
554 اَوْ جُوع اَوْ عَطَش ،
555 یا گرسنگى یا تشنگى
556 اَوْ عُرْى اَوْ غَیْرِهِ مِنَ الشَّدآئِدِ
557 یا برهنگى یا سایر سختیها
558 مِمَّا اَ نَا مِنْهُ خِلْوٌ فى عافِیَة مِنْ ذلِکَ کُلِّهِ،
559 .....
560 صَلِّ عَلى مُحَمَّد وَآلِ مُحَمَّد،
561 درود فرست بر محمّد و آل محمّد
562 وَاجْعَلْنى
563 و قرار ده مرا
564 لِنَعْمآئِکَ مِنَ الشّاکِرینَ،
565 از سپاسگزاران نعمتهاى خود
566  وَ لاِلائِکَ مِنَ الذّاکِرینَ،
567 از یادکنندگان بخششهاى خویش
568 اِلهى،
569 معبودا
570 وسَیِّدى،
571 و اى آقاى من
572 وکَمْ مِنْ عَبْد
573 و چه بسا بنده اى
574 اَمْسى وَاَصْبَحَ
575 که بسر برد شب و روز خود را
576 فَقیراً عآئِلاً،
577 در حال فقر و تنگدستى
578  عارِیاً مُمْلِقاً،
579 و برهنگى و یأس
580  مُخْفِقاً مَهْجُوراً،
581  خائِفاً و هجران دوستان
582 جائِعاً ظَمْئاناً،
583 و در ترس گرسنگى و تشنگى
584  یَنْتَظِرُ مَنْ یَعُودُ عَلَیْهِ بِفَضْل،
585  و چشم براه است تا آیا کسى بر او احسانى کند
586  اَوْ عَبْد وَجیه عِنْدَکَ
587 یا (چه بسا) برده و غلام آبرومندى در پیش تو
588 هُوَ اَوْجَهُ مِنّى عِنْدَکَ،
589 که از من که آزادم آبرومندتر
590 واَشدُّ عِبادَةً لَکَ،
591 و عبادت و طاعتش به درگاه تو بیشتر است
592  مَغْلُولاً مَقْهُوراً،
593 و زیر زنجیر و قدرت ارباب است
594  قَدْ حُمِّلَ ثِقْلاً
595 و بار سنگین بردگى بر دوش دارد
596 مِنْ تَعَبِ الْعَنآءِ،،
597 چه از رنج و تعب
598 وَشِدَّةِ الْعُبُودِیَّةِ،،
599 و چه سختى کارهاى بردگى
600 وکُلْفَةِ الرِّقِّ
601 و چه مشقت غلام بودن
602 وثِقْلِ الضَّریبَةِ
603 و چه پرداخت وجه سنگین به ارباب خود
604  اَوْ مُبْتَلىً بِبَلآء شَدید
605 یا آن شخصى که به بلا و سختى دچار گشته
606 لا قِبَلَ لَهُ بِهِ
607 و تاب تحمل آنرا ندارد
608 اِلاّ بِمَنِّکَ عَلَیْهِ،
609 جز اینکه تو در رفع آن بر او کمک کنى
610 واَنـَا الْمَخْدُومُ
611 ولى مرا هم دیگران خدمت کنند
612 الْمُنَعَّمُ الْمُعافَى الْمَکَرَّمُ،
613 و هم نعمت بخشند و...
614 فى عافِیَة مِمّا هُوَ فیهِ،
615 هم تندرست ....
616 صَلِّ عَلى مُحَمَّد وَآلِ مُحَمَّد،
617 درود فرست بر محمّد و آل محمّد
618 وَاجْعَلْنى
619 و قرار ده مرا
620 لِنَعْمآئِکَ مِنَ الشّاکِرینَ،
621 از سپاسگزاران نعمتهاى خود
622  وَ لاِلائِکَ مِنَ الذّاکِرینَ،
623 از یادکنندگان بخششهاى خویش
624 اِلهى،
625 معبودا
626  وَسَیِّدى،
627 و آقا و سرور من
628 وکَمْ مِنْ عَبْد ،
629 چه بسا بنده اى
630 اَمْسى واَصْبَحَ
631 که بسر برد شب و روز خود را
632 شَریداً طَریداً ،
633 در حال آوارگى
634 حَیرانَ مُتَحَیِّراً
635 و حیرانى و سرگردانى
636 جآئِعاً خائِفاً خاسِراً ،
637 و گرسنگى ترسان و زیان رسیده
638  فِى الصَّحارى وَالْبَرارى،
639 در میان صحراها و بیابانها
640  قَدْ اَحْرَقَهُ الْحَرُّ وَالْبَرْدُ،
641 سرما و گرما او را بیتاب کرده
642 وَهُوَ فى ضَرٍّ مِنَ الْعَیْشِ
643 و در وضع فلاکت بار
644 وَضَنْک مِنَ الْحَیوةِ،
645 و زندگى سخت
646 وذُلٍّ مِنَ المَقامِ،
647 و جاى خوار و پستى بسر مى برد
648 یَنْظُرُ اِلى نَفْسِهِ حَسْرَةً،
649 و از روى حسرت به خود مى نگرد
650  لا یَقْدِرُ لَها عَلى ضَرٍّ وَلا نَفْع،
651 و قدرت بر سود و زیان خود ندارد
652 واَنـَا خِلْوٌ مِنْ ذلِکَ کُلِّهِ
653 و من  از اینها همه دورم
654 بِجُودِکَ وَ کَرَمِکَ،
655 به واسطه جود و کرم تو
656  فَلا اِلـهَ اِلاَّ اَنْتَ،
657 ....
658  فَلَکَ الْحَمْدُ یا رَبِّ
659 پس ستایش براى تو سزاست پروردگارا
660 مِنْ مُقْتَدِر لایُغْلَبُ،
661  که نیرومندى هستى شکست ناپذیر
662 وَذى اَناة لایَعْجَلُ،
663 و بردبارى هستى که شتاب نخواهى کرد
664 صَلِّ عَلى مُحَمَّد وَآلِ مُحَمَّد،
665 درود فرست بر محمّد و آل محمّد
666 وَاجْعَلْنى
667 و قرار ده مرا
668 لِنَعْمآئِکَ مِنَ الشّاکِرینَ،
669 از سپاسگزاران نعمتهاى خود
670  وَ لاِلائِکَ مِنَ الذّاکِرینَ،
671 از یادکنندگان بخششهاى خویش
672 اِلهى،
673 معبودا
674 وَسَیِّدى،
675 و اى آقاى من
676 وکَمْ مِنْ عَبْد
677 چه بسا بنده اى
678 اَمْسى وَاَصْبَحَ
679 که بسر برد شب و روز خود را
680 عَلیلاً مَریضاً،
681 در حال دردمندى و بیمارى
682 سَقیماً مُدْنِفاً،
683 و ناخوشى
684  عَلى فُرُشِ العِلَّةِ وَفى لِباسِها،
685 که در بستر بیمارى و جامه ناخوشى افتاده
686  یَتَقَلَّبُ یَمیناً وشِمالاً،
687 و از شدت ناراحتى به این پهلو و آن پهلو مى چرخد
688 لا یَعْرِفُ شَیْئاً
689 و چیزى نمى فهمد
690 مِنْ لَذَّةِ الطَّعامِ،
691  از لذت خوراک
692 ولا مِنْ لَذَّةِ الشَّرابِ،
693 و از لذت نوشیدنى
694  یَنْظُرُ اِلى نَفْسِهِ حَسْرَةً،
695 و از روى حسرت به خود مى نگرد
696 لا یَسْتَطیعُ لَها ضَرّاً وَلا نَفْعاً،
697 و قدرتى بر سود و زیان خود ندارد
698 واَنَا خِلْوٌ مِنْ ذلِکَ کُلِّهِ
699 ولى من از تمام اینها آسوده ام
700 بِجُودِکَ وَ کَرَمِکَ،
701 به واسطه جود و کرم تو
702 فَلا اِلهَ اِلاَّ اَنْتَ،
703 پس   ...
704  فَلَکَ الْحَمْدُ یا رَبِّ
705 پس ستایش براى تو سزاست پروردگارا
706 مِنْ مُقْتَدِر لایُغْلَبُ،
707  که نیرومندى هستى شکست ناپذیر
708 وَذى اَناة لایَعْجَلُ،
709 و بردبارى هستى که شتاب نخواهى کرد
710 صَلِّ عَلى مُحَمَّد وَآلِ مُحَمَّد،
711 درود فرست بر محمّد و آل محمّد
712 وَاجْعَلْنى
713 و قرار ده مرا
714 لِنَعْمآئِکَ مِنَ الشّاکِرینَ،
715 از سپاسگزاران نعمتهاى خود
716  وَ لاِلائِکَ مِنَ الذّاکِرینَ،
717 از یادکنندگان بخششهاى خویش
718 اِلهى،
719 معبودا
720 وَسَیِّدى،
721 و اى آقاى من
722 وکَمْ مِنْ عَبْد
723 و چه بسا بنده اى
724 اَمْسى وَاَصْبَحَ،
725 که بسر برد شب و روز خود را
726 وقَدْ دَنا یَوْمُهُ مِنْ حَتْفِهِ،
727 در حالى که عمرش بسر آمده
728 واَحْدَقَ بِهِ مَلَکُ الْمَوْتِ فى اَعْوانِهِ،
729 و فرشته مرگ با اعوان و یارانش دور بستر او را گرفته
730  یُعالِجُ سَکَراتِ الْمَوْتِ وَحِیاضَهُ،
731 و او در سختیهاى جان کندن و گردابهاى مرگ غوطه مى خورد
732  تَدُورُ عَیْناهُ یَمیناً وَ شِمالاً،
733 چشمانش به راست و چپ مى گردد
734  یَنْظُرُ اِلى اَحِبّآئِهِ وَ اَوِدّآئِهِ واَخِلاّئِهِ،
735 نگاه به دوستان و رفقا و یاران صمیمى خود مى کند
736  قَدْ مُنِعَ مِنَ الکَلامِ،
737  و یاراى سخن گفتن ندارد
738 وَحُجِبَ عَنِ الْخِطابِ،
739 و از گفتار بازمانده
740 از روى حسرت به خود مى نگرد
741  یَنْظُرُ اِلى نَفْسِهِ حَسْرَةً،
742  فَلا یَسْتَطیعُ لَها ضَرّاً وَلا نَفْعاً،
743 که هیچ بر سود و زیان خود قادر نیست
744 واَ نَا خِلْوٌ مِنْ ذلِکَ کُلِّهِ بِجُودِکَ وَکَرمِکَ،
745 ....
746  فَلا اِلـهَ اِلاَّ اَنْتَ،
747 .....
748 فَلَکَ الْحَمْدُ یا رَبِّ
749 پس ستایش براى تو سزاست پروردگارا
750 مِنْ مُقْتَدِر لایُغْلَبُ،
751  که نیرومندى هستى شکست ناپذیر
752 وَذى اَناة لایَعْجَلُ،
753 و بردبارى هستى که شتاب نخواهى کرد
754 صَلِّ عَلى مُحَمَّد وَآلِ مُحَمَّد،
755 درود فرست بر محمّد و آل محمّد
756 وَاجْعَلْنى
757 و قرار ده مرا
758 لِنَعْمآئِکَ مِنَ الشّاکِرینَ،
759 از سپاسگزاران نعمتهاى خود
760  وَ لاِلائِکَ مِنَ الذّاکِرینَ،
761 از یادکنندگان بخششهاى خویش
762 اِلهى،
763 معبودا
764 وَسَیِّدى،
765 اى سرور و آقاى من
766 وکَمْ مِنْ عَبْد
767 و چه بسا بنده اى
768 اَمْسى وَاَصْبَحَ
769 که بسر برد شب و روز خود را
770 فى مَضائِقِ الْحُبُوسِ وَالسُّجُونِ،
771 در تنگناهاى زندانها و محبسها
772 وکُرَبِها وَ ذُلِّها
773 و در ناراحتیها و خوارى
774 وَحَدیدِها،
775 و زنجیر آهنین زندان گرفتار است
776 یَتَداوَلُهُ اَعْوانُها وَزَبانِیَتُها،
777 و زندانبانها دژخیمان دست بدست او را بگردانند
778  فَلا یَدْرى اَىُّ حال یُفْعَلُ بِهِ،
779 و او نمى داند به چه سرنوشتى دچار خواهد شد
780 واَىُّ مُثْلَة یُمَثَّلُ بِهِ،
781 و چه عضوى از او را قطع خواهند کرد
782 فَهُوَ فى ضَرٍّ مِنَ الْعَیْشِ،
783 پس آن بیچاره در وضع فلاکت بار  بسر مى برد
784 وضَنْک مِنَ الْحَیوةِ،
785 پس آن بیچاره در وضع فلاکت بار و زندگى سختى بسر مى برد
786  یَنْظُرُ اِلى نَفْسِهِ حَسْرَةً،
787  از روى حسرت به خود مى نگرد
788 لایَسْتَطیعُ لَها ضَرّاً وَلا نَفْعاً،
789 که قادر بر سود و زیان خود نیست
790 واَنَا خِلْوٌ مِنْ ذلِکَ کُلِّهِ
791 و من از اینها همه آسوده ام
792  بِجُودِکَ وَکَرَمِکَ،
793 به واسطه جود و کرم تو
794 فَلا اِلـهَ اِلاَّ اَنْتَ،
795  پس ....
796  فَلَکَ الْحَمْدُ یا رَبِّ
797 پس ستایش براى تو سزاست پروردگارا
798 مِنْ مُقْتَدِر لایُغْلَبُ،
799  که نیرومندى هستى شکست ناپذیر
800 وَذى اَناة لایَعْجَلُ،
801 و بردبارى هستى که شتاب نخواهى کرد
802 صَلِّ عَلى مُحَمَّد وَآلِ مُحَمَّد،
803 درود فرست بر محمّد و آل محمّد
804 وَاجْعَلْنى
805 و قرار ده مرا
806 لِنَعْمآئِکَ مِنَ الشّاکِرینَ،
807 از سپاسگزاران نعمتهاى خود
808  وَ لاِلائِکَ مِنَ الذّاکِرینَ،
809 از یادکنندگان بخششهاى خویش
810 اِلهى،
811 معبودا
812 وکَمْ مِنْ عَبْد
813 و چه بسا بنده اى
814 اَمْسى وَ اَصْبَحَ
815 که بسر برد شب و روزش را
816 قَدِ اسْتَمَرَّ عَلَیْهِ القَضآءُ،
817 در حالى که به سرنوشت بدى دچار گشته
818 واَحْدَقَ بِهِ الْبَلاءُ،
819 و گرفتارى از چهار طرف او را احاطه کرده
820 وفارَقَ اَوِدّآئَهُ وَ اَحِبّآئَهُ وَ اَخِلاّئَهُ،
821 و از دوستان و یاران و رفقاى صمیمى دور گشته
822 واَمْسى اَسیراً حَقیراً ذَلیلاً
823 و شبش در حال اسارت و کوچکى و ذلت بسر آید
824 فى اَیْدِى الْکُفّارِ وَالاْعْدآءِ،
825 در دست کفار و دشمنان
826  یَتَداوَلُونَهُ یَمیناً وَشِمالاً،
827 که او را دست بدست به راست و چپ بگردانند
828  قَدْ حُصِرَ فِى الْمَطامیرِ،
829 و در سیاه چالها زندانى شده
830 وثُقِّلَ بِالْحَدیدِ،
831 و به زنجیر و آهن بسته
832  لا یَرى شَیْئاً مِنْ ضِیآءِ الدُّنْیا
833  نه از روشنى دنیا ببیند
834  وَلا مِنْ رَوْحِها،
835 و نه از نسیم جان بخشش بر او بوزد
836 یَنْظُرُ اِلَى نَفْسِهِ حَسْرَةً،
837 از روى حسرت به خویشتن بنگرد
838  لا یَسْتَطیعُ لَها ضَرّاً وَلا نَفْعاً،
839 و قادر برسود و زیان خویش نباشد
840 واَنَا خِلْوٌ مِنْ ذلِکَ کُلِّهِ
841 و من به واسطه ....
842 بِجُودِکَ وَکَرَمِکَ،
843 ....
844  فَلا اِلـهَ إلاَّ اَنْتَ،
845 ....
846  فَلَکَ الْحَمْدُ یا رَبِّ
847 پس ستایش براى تو سزاست پروردگارا
848 مِنْ مُقْتَدِر لایُغْلَبُ،
849  که نیرومندى هستى شکست ناپذیر
850 وَذى اَناة لایَعْجَلُ،
851 و بردبارى هستى که شتاب نخواهى کرد
852 صَلِّ عَلى مُحَمَّد وَآلِ مُحَمَّد،
853 درود فرست بر محمّد و آل محمّد
854 وَاجْعَلْنى
855 و قرار ده مرا
856 لِنَعْمآئِکَ مِنَ الشّاکِرینَ،
857 از سپاسگزاران نعمتهاى خود
858  وَ لاِلائِکَ مِنَ الذّاکِرینَ،
859 از یادکنندگان بخششهاى خویش
860 اِلهى،
861 معبودا
862 وَ سَیِّدى،
863 اى آقا و سرور من
864 وکَمْ مِنْ عَبْد
865 و چه بسا بنده اى
866 اَمْسى وَاَصْبَحَ
867 که بسر برد شب و یا صبح کرده
868 قَدِ اشتاقَ اِلَى الدُّنْیا
869  مشتاقانه خود و مالش را به خطر انداخته
870 للِرَّغْبَةِ فیها،
871 و روى میلى که بدنیا دارد
872  اِلى اَنْ خاطَرَ بِنَفْسِهِ وَمالِهِ
873 . . .
874 حِرْصاً مِنْهُ عَلَیْها،
875 از روى حرصى که بر آن دارد
876  قَدْ رَکِبَ الْفُلْکَ وَکُسِرَتْ بِهِ،
877 سوار بر کشتى شده و کشتى او شکسته
878 وهُوَ فى آفاقِ الْبِحارِ وَظُلَمِها،
879 و او در کرانه ها و تاریکیهاى دریا
880 یَنْظُرُ اِلى نَفْسِهِ حَسْرَةً،
881 از روى حسرت به خود مى نگرد
882  لا یَقْدِرُ لَها على ضَرٍّ وَلا نَفْع،
883  قدرتى بر سود و زیان خود ندارد
884 واَنَا خِلْوٌ مِنْ ذلِکَ کُلِّهِ
885 و من به...
886 بِجُودِکَ وَکَرَمِکَ،
887 .....
888  فَلا اِلهَ اِلاَّ اَنْتَ،
889 ....
890 فَلَکَ الْحَمْدُ یا رَبِّ
891 پس ستایش براى تو سزاست پروردگارا
892 مِنْ مُقْتَدِر لایُغْلَبُ،
893  که نیرومندى هستى شکست ناپذیر
894 وَذى اَناة لایَعْجَلُ،
895 و بردبارى هستى که شتاب نخواهى کرد
896 صَلِّ عَلى مُحَمَّد وَآلِ مُحَمَّد،
897 درود فرست بر محمّد و آل محمّد
898 وَاجْعَلْنى
899 و قرار ده مرا
900 لِنَعْمآئِکَ مِنَ الشّاکِرینَ،
901 از سپاسگزاران نعمتهاى خود
902  وَ لاِلائِکَ مِنَ الذّاکِرینَ،
903 از یادکنندگان بخششهاى خویش
904 اِلهى،
905 معبودا
906  وَ سَیِّدى،
907 و آقایم
908 وکَمْ مِنْ عَبْد
909 و چه بسا بنده اى
910 اَمْسى وَاَصْبَحَ
911 که شب و یا صبح کرده
912  قَدِ اسْتَمَرَّ عَلَیْهِ الْقَضآءُ،
913 و قضا بر او ادامه یافته
914 واَحْدَقَ بِهِ الْبَلاءُ،
915 و بلا او را احاطه کرده
916 والْکُفّارُ والاَْعْداءُ،
917 و کفار و دشمنان
918 واَخَذَتْهُ الرِّماحُ
919 و تیرها دورش را گرفته
920 وَالسُّیُوفُ وَالسِّهامُ،
921 و نیزه ها و شمشیرها
922 وجُدِّلَ صَریعاً،
923 و برو درافتاده
924 وقَدْ شَرِبَتِ الاَْرْضُ مِنْ دَمِهِ،
925 و زمین از خونش رنگین
926 وَاَکَلَتِ السِّباعُ وَالطَّیْرُ مِنْ لَحْمِهِ،
927 درندگان و پرندگان گوشتش مى خورند
928 وَاَنَا خِلْوٌ مِنْ ذلِکَ کُلِّهِ
929 و من به ....
930 بِجُودِکَ وَکَرَمِکَ،
931 ....
932 لا بِاسْتِحْقاق مِنّى،
933 ...
934  لا اِلـهَ اِلاَّ اَنْتَ،
935 ....
936 فَلَکَ الْحَمْدُ یا رَبِّ
937 پس ستایش براى تو سزاست پروردگارا
938 مِنْ مُقْتَدِر لایُغْلَبُ،
939  که نیرومندى هستى شکست ناپذیر
940 وَذى اَناة لایَعْجَلُ،
941 و بردبارى هستى که شتاب نخواهى کرد
942 صَلِّ عَلى مُحَمَّد وَآلِ مُحَمَّد،
943 درود فرست بر محمّد و آل محمّد
944 وَاجْعَلْنى
945 و قرار ده مرا
946 لِنَعْمآئِکَ مِنَ الشّاکِرینَ،
947 از سپاسگزاران نعمتهاى خود
948  وَ لاِلائِکَ مِنَ الذّاکِرینَ،
949 از یادکنندگان بخششهاى خویش
950 اِلهى،
951 معبودا
952 وعِزَّتِکَ یا کَریمُ
953 سوگند به عزت تو اى بزرگوار
954 لاََطْلُبَنَّ مِمّا لَدَیْکَ،
955 که من از آنچه پیش توست مى خواهم
956 وَلاَُلِحَّنَّ عَلَیْکَ،
957 و در این باره پافشارى دارم
958 ولاََلْجَأَنَّ اِلَیْکَ،
959 و به تو پناه مى آورم
960 ولاَمُدَّنَّ یَدى نَحْوَکَ
961 و دستم را به سویت دراز کنم
962  مَعَ جُرْمِها اِلَیْکَ،
963 با این که گناهکار است
964 یا رَبِّ فَبِمَنْ اَعُوذُ،
965 پروردگارا     به که پناه ببرم
966 وبِمَنْ اَلُوذُ،
967 و به که روآورم
968  لا اَحَدَ لى اِلاَّ اَنْتَ،
969 کسى را جز تو ندارم
970  اَفَتَرُدُّنى وَاَنْتَ مُعَوَّلى،
971 آیا تو هم مرا برانى در صورتى که تو تکیه گاه منى
972 وَعَلَیْکَ مُتَّکَلى،
973 و توکلم بر توست
974  اَسْئَلُکَ بِاسْمِکَ ،
975 از تو خواهم به حق آن نامت
976 الَّذى وَضَعْتَهُ عَلَى السَّمآءِ فَاْستَقَلَّتْ
977 که بر آسمان نهادى و پابرجا شد
978 وَعَلَى الاَْرْضِ فَاسْتَقَرَّتْ
979 و بر زمین نهادى و مستقر شد
980 وَعَلَى الْجِبالِ فَرَسَتْ،
981 و بر کوهها نهادى استوار شد
982 وعَلَى اللَّیْلِ فَاَظْلَمَ،
983 و بر شب نهادى تاریک شد
984 وَعَلَى النَّهارِ فَاسْتَنارَ،
985 و بر روز نهادى روشن گردید
986  اَنْ تُصَلِّىَ عَلى مُحَمَّد وَآلِ مُحَمِّد،
987 که درود فرستى بر محمّد و آل محمّد
988 واَنْ تَقْضِىَ لى
989 و اینکه برآورى بر من
990 جَمیعَ حَوآئِجى کُلِّها،
991 همه حاجتهاى مرا
992 وتَغْفِرَ لى ذُنُوبى کُلَّها،
993 و همه گناهانم بیامرزى
994 صَغیرَها وَ کَبیرَها،
995 چه کوچک باشد و چه بزرگ
996 وَتُوَسِّعَ عَلَىَّ مِنَ الرِّزْقِ
997 و روزیم را به اندازه اى فراخ گردانى
998 ما تُبَلِّغُنى بِهِ شَرَفَ الدُّنْیا وَالاْخِرَةِ،
999 که به وسیله آن به شرافت دنیا و آخرت برسم
1000  یا اَرْحَمَ الرّاحِمینَ،
1001 اى مهربانترین مهربانان
1002 مَوْلاىَ بِکَ اسْتَعَنْتُ
1003 اى سرور من به تو یارى جویم
1004 فَصَلِّ عَلى مُحَمَّد وَآلِ مُحَمَّد ،
1005 پس درود فرست بر محمّد و آل محمّد
1006 واَعِنّى وبِکَ
1007 و یاریم ده و به تو
1008 اسْتَجَرْتُ،
1009 پناه آورده ام
1010  فَصَلِّ عَلى مُحَمَّد وَ آلِ مُحَمَّد ،
1011 پس بر محمّد و آل محمّد درود فرست
1012 وَ أَجِرْنى
1013 و مرا پناهم ده
1014 واَغْنِنى بِطاعَتِکَ
1015 و مرا مستغنى ساز به وسیله اطاعت خویش
1016 عَنْ طاعَةِ عِبادِکَ،
1017 از اطاعت بندگانت
1018 وبِمَسْئَلَتِکَ عَنْ مَسْئَلَةِ خَلْقِکَ،
1019 و نیز بوسیله درخواست از خود از درخواست مخلوقت
1020 وانْقُلْنى مِنْ ذُلِّ الْفَقْرِ
1021 و مرا از ذلت ندارى و فقر
1022 اِلى عِزِّ الْغِنى،
1023 بسوى عزت دارایى منتقل کن
1024 ومِنْ ذُلِّ الْمَعاصى
1025 و از خوارى گناهان
1026 اِلى عِزِّ الطّاعَةِ،
1027 به شوکت اطاعت ببر
1028  فَقَدْ فَضَّلْتَنى عَلى کَثیر مِنْ خَلْقِکَ
1029 زیرا که مرا بر بسیارى از خلق خویش برترى دادى
1030 جُوداً مِنْکَ وَکَرَماً،
1031 تو از روى جود و کرم خویش
1032  لا بِاسْتِحْقاق مِنّى،
1033 و این نه به خاطر استحقاق من بود
1034  اِلهى، فَلَکَ الْحَمْدُ عَلى ذلِکَ کُلِّهِ،
1035 خدایا پس ستایش خاص توست در همه اینها
1036 صَلِّ عَلى مُحَمَّد وَآلِ مُحَمَّد،
1037 درود فرست بر محمّد و آل محمّد
1038 واجْعَلْنى لِنَعْمآئِکَ مِنَ الشّاکِرینَ،
1039 و قرارم ده از سپاسگزاران نعمتهایت
1040 ولاِلائِکَ مِنَ الذّاکِرینَ،
1041 و یادکنندگان عطاهایت ،
1042 وارْحَمْنى بِرَحْمَتِکَ،
1043 و به رحمتت به من ترحّم کن
1044 یا اَرْحَمَ الرّاحِمینَ *
1045 اى مهربانترین مهربانان
1046 . . . . . .
1047 آنگاه به سجده برو و بگو:
1048 سَجَدَ وَجْهِىَ الذَّلیلُ،
1049 به خاک افتاد روى خوارم
1050 لِوَجْهِکَ الْعَزیزِ الْجَلیلِ،
1051  براى روى عزیز و بزرگوارت به خاک افتاد
1052 سَجَدَ وَجْهِىَ الْبالِى اْلفانى،
1053 روى کهنه و فانى من به خاک افتاد
1054 لِوَجْهِکَ الدّآئِمِ الْباقى،
1055 در برابر روى جاویدان و همیشگى تو
1056  سَجَدَ وَجْهِىَ الْفَقیرُ
1057 لِوَجْهِکَ الْغَنِىِّ الْکَبیرِ،
1058  براى روى بى نیاز بزرگ تو
1059  سَجَدَ وَجْهى،
1060 روى فقیر من به خاک افتاد
1061 وَسَمْعى وَ بَصَرى،
1062 و گوش و چشم
1063 وَلَحْمى وَدَمى،
1064 و گوشت و خون
1065 وَجِلْدى وَعَظْمى
1066 و پوست و استخوان
1067 وَ ما اَقَلَّتِ الاَْرْضُ مِنّى،
1068 و هرچه از من که روى زمین است
1069  للهِِ رَبِّ الْعالَمینَ
1070  براى خدا پروردگار جهانیان
1071 اَللّهُمَّ عُدْ عَلى جَهْلى بِحِلْمِکَ،
1072 خدایا بر نادانى من به بردبارى خویش بازگرد
1073  وَعَلى فَقْرى بِغِناکَ،
1074 و بر نیازمندیم به بى نیازیت
1075 وَعَلى ذُلّى    بِعِزِّکَ وَ سُلْطانِکَ
1076  و برخواریم    به عزت و سلطنتت
1077 وَ عَلى ضَعْفى بِقُوَّتِکَ،
1078 و بر ناتوانیم به تواناییت
1079  وَعَلى خَوْفى بِاَمْنِکَ،
1080 و بر ترسم به امان بخشیت
1081 وَعَلى ذُنُوبى وَخطایاىَ
1082  و بر گناهان و خطاهایم
1083 بِعَفْوِکَ وَرَحْمَتِکَ،
1084 به عفو و رحمتت
1085 یا رَحْمنُ یا رَحیمُ،
1086 اى بخشاینده اى مهربان
1087 اَللّـهُمَّ اِنّى اَدْرَءُ بِکَ
1088 خدایا من از تو خواهم
1089 فى نَحْرِ فُلانِ بْنِ فُلان
1090 دفع فلان پسر فلان دشمنم را
1091 ( به جاى فُلان بن فُلان، نام دشمن را بگوید)
1092 واَعُوذُ بِکَ مِنْ شَرِّهِ،
1093 و از شر او به تو پناه برم
1094 فَاکْفِنیهِ بِما کَفَیْتَ بِهِ
1095 پس مرا کفایت (و حفظ)کن آنچنانکه کفایت کردی با آن
1096 اَنْبِیآئَکَ وَاَوْلِیآئَکَ مِنْ خَلْقِکَ،
1097 آنطور که پیمبران و اولیاى خود از خلقت
1098 وَصالِحى عِبادِکَ
1099  و بندگان شایسته ات
1100 مِنْ خلقت و فَراعِنَةِ خَلْقِکَ،
1101 از دست خلق خود و فرعونهای آنها
1102 وَ طُغاةِ عُداتِکَ،
1103 شر یاغیان و سرکشان را دور کردى
1104 وَشَرِّ جَمیعِ خَلْقِکَ،
1105  و پناه برم به تو از شر همه خلقت
1106  بِرَحْمَتِکَ یا اَرْحَمَ الرّاحِمینَ،
1107 به رحمتت اى مهربانترین مهربانان
1108 اِنَّکَ عَلى کُلِّ شَىْء قَدیرٌ،
1109 که تو بر هر چیز توانایى
1110 وَحَسْبُنَا اللهُ
1111 و بس است ما را خدا
1112 وَنِعْمَ الْوَکیلُ
1113  و نیکو وکیلى خواهد بود